بعد سه سال اومدم به وبلاگم سر بزنم توی این سه سال اتفاقای تلخ زیادی افتاده و من دیگه اون آدم سابق نیستم. خیلی چیزا تغییر کرده ، من هم همینطور. یه ایران دلش خونه غم و غصه داره می باره از آسمون. همه خسته و داغون داغدیده و پر از غم قلبامون سنگینه و هر شب با گریه میخوابیم حالمون بده ولی من میخوام امیدوار باشم به آینده ی ایران مون... میخوام خونِ عزیزامون بی ثمر نمونه... این داغ تا ابد با من و با ایران میمونه ولی کاری میکنیم که عزیزای از دست رفته مون روحشون به آرامش برسه ما ادامه داریم ... ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴
روزهای خیلی خیلی سخت
برچسب:
نویسنده: نیکا توکلی